تبليغاتX
با تشكر مرتضي سي تا نما تا عشق


خبردسته اولي بود وقتي شبكه خبري صداي آمريكا با نشان دادن جديدترين تصوير خانم شارون استون ستاره سكسي آمريكايي با حجاب اسلامي در ايران، پرده از همكاري وي با بهمن قبادي كارگردان كرد و معناگراي سينماي ايران برداشت. شارون استون بازيگر فيلم هايي چون غريزه اصلي و متخصص  كاملا در سكوت خبري يك سفر 48 ساعته به ايران داشته تا مذاكرات مقدماتي با بهمن قبادي براي بازي در فيلم سرزمين باباي من كه در عراق فيلمبرداري خواهد شد داشته باشد.

اين درحاليست كه بهمن قبادي در ديداري با خانم آنجلينا جولي در بغداد خواستار نقش آفريني او نيز در فيلم جديد خود شده بود. بنظر مي رسد عزم قبادي براي استفاده از يك ستاره زيباي هاليوودي در فيلمش چنان راسخ است كه اگر در نهايت شنيديم مونيكا بلوچي در فيلم او بازي خواهد كرد، نبايد تعجب كنيم. ولي جدا اين مرد چه سليقه ي قشنگ و چه اعتماد به نفس بالايي دارد ! فيلم هاي لاك پشت ها هم پرواز مي كنند و زماني براي مستي اسب ها دو فيلم مطرح بهمن قبادي در فستيوال هاي جهاني سينما بوده كه با استقبال كمي در داخل كشور مواجه شده بودند اما بسياري از منتقدين سينماي بين الملل همچون شارون استون بر اين باورند كه اين فيلم ها آنها را مسخ كرده است. 

 توجه داشته باشيد كه سفر ستاره هاي زن سينماي دنيا به ايران اولين بار با سفر ژوليت بينوش بازيگر فرانسوي به دعوت عباس كيارستمي آغاز شد و اين سنت جديد انگار ادامه مي يابد و بزودي در اخبار از دعوت پاملا اندرسون توسط مسعود ده نمكي نيز خواهيم شنيد

 

+ نوشته شده توسط Moty در چهارشنبه دهم تیر 1388 و ساعت 8:15 |
مادرم چشمانی سیاه و مهربان داشت خطوط طلایی چشمانش تادوردست ترین و دست نیافتنی ترین اعماق می درخشید نمی دونم زیبا بود یا نه برای من اما او زیبا ترین بود مادرم خمیده پشت بود و کم سخن از همه می ترسید درآن چشمان مهربان برق وحشت همیشه بود .

تاریخ رو تنها از روی تولد نزدیکان می دونست :

میگفت خواهرت روز سقوط شاه بدنیا اومد ،خالت روز سقوط مصدق ، تولد تو هم روز دادگاه اونی بود که تو تلویزیون گفت "من ازخلقم دفاع میکنم "

گفتم : "گلسرخی "

گفت آره ننه بگو بیاد از منم دفاع کنه بیاد حق منو از این پدرت بگیره ، پوسیدم،نفسم سنگین شده ، من رو حبس کرده ، انتقام دنیا رو ازم گرفته

بگو ، بگو اگه راست میگه بیاد جلوش رو بگیره

میخواستم بگم مادر هرکس فقط خودش میتونه حقشو بگیره . .. . . . !!!

به امید زندگی در ایرانی آزاد

+ نوشته شده توسط Moty در دوشنبه یکم تیر 1388 و ساعت 8:12 |
من چند بار گفتم از سیاست خوشم نمیاد ولی دیدن این عکسها و سیا بازیها خالی از لطف نیست

این دیدار بعد از مناظره احمدی نژاد با موسوی و بی حرمت کردن هاشمی رفسنجانی و دیگران است . . .

 

ما کجا زندگی میکنیم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده توسط Moty در یکشنبه هفدهم خرداد 1388 و ساعت 8:20 |
هدیه تهرانی به خاطر انتخابات هم شده، بالاخره سکوت‌اش را شکست؛
مشارکت همگانی در نتیجه این انتخابات موثر خواهد بود

 هدیه تهرانی بازیگر مطرح سینمای ایران در یک پرسش و پاسخ کوتاه با سرو اعلام کرد که به میر حسین موسوی رای می دهد.

خانم تهرانی، آیا در انتخابات شرکت می کنید؟ به چه کسی رای می دهید و چه انتظاری از او دارید؟

در انتخابات شرکت می کنم و می خواهم طبق قانون اساسی از حقوق شهروندی ام استفاده کنم. من به آقای موسوی رای می دهم، به دلیل اینکه حس می کنم با شرایط پیش آمده در حوزه سیاست خارجی، اقتصادی و به خصوص هنری، کشور نیاز به تحول اساسی دارد. فکر می کنم آقای موسوی با توجه به سوابق کاری اش در دوران نخست وزیری و شعارهایی که از ایشان می شنوم، فرد بسیار مناسبی برای تصدي پست ریاست جمهوری است. البته برای ایشان دعا می کنم چون شرایط سختی در پیش دارد. امیدوارم خیلی سریع بتواند اوضاع آشفته به وجود آمده را مهار کند. به نظرم قطعا مشارکت همگان در نتیجه این انتخابات موثر خواهد بود.
+ نوشته شده توسط Moty در یکشنبه دهم خرداد 1388 و ساعت 9:27 |
باسلام خدمت همه بچه های گل و گلاب وبلاگی ببخشید غیبت طولانی من رو که خیلی گرفتارم این مدت !!

این مطلب رو هم چون جدیده میذارم شاید بعضیا میدونین ولی عکساشو ندیدین

ازدواج شهرام صولتی رو میگم میدونستین ؟؟؟؟ واسه بار سوم ازدواج کرده

مطلب زیر رو بخونین

شهرام صولتی در تاریخ جمعه 18 اردیبهشت 1388 برابر با 8 می 2009 برای بار سوم ازدواج کرد و این بار با خانم نارینه شهبازیان ، مجری شبکه PEN و خواهر آرایشگر معروف زاره ، ازدواج کرد که باید چیزی حدود 25 سال اختلاف سن داشته باشن.عکس هایی که در اینجا براتون منتشر می کنم عکس های رسمی عروسی نیستن و با موبایل توسط اطرافیان محمد آرایشگر گرفته شده.حتما می دونین که ابراهیم صولتی مشهور به شهرام صولتی متولد 20 آبان 1336 ( 11 ماه از شهره بزرگ تره ) در تهران هست و پیش از این دو بار ازدواج کرده بود و در حال حاضر دو پسر به نام های علی و شهداد داره که پسر بزرگش بیشتر از 20 سال سن داره.همسر دوم شهرام آزیتا ارباب ، پدرش محمد کریم ارباب که پیش از انقلاب صاحب چندین کاباره در تهران بود و مادرش جمیله رقصنده مشهور بود

بله دیدید که میشه سر پیری و معرکه گیری . . .

اینم چندشاخه گل از طرف ما به عروس دوماد

 


+ نوشته شده توسط Moty در دوشنبه چهارم خرداد 1388 و ساعت 12:51 |



 


 

رضا عطاران

متولد بیستم اردیبهشت سال چهل و هفت

- متولد مشهد

- دو خواهر بزرگتر از خودش دارد

- برادرش از او کوچکتر است

- به خاطر ارادت به امام هشتم(ع)، پدر و مادرش نام رضا را برایش انتخاب کردند

- در کودکی چندان شیطان نبود

- اولین سرگرمی جدی‌اش فوتبال بود

- دوست داشت دروازه‌بان شود

- دوازده ساله بود که پس از حضور در چند تئاتر مدرسه‌ای تصمیم گرفت به کارهای نمایشی بپردازد
- حسن حامد بزرگترین مشوق او در تئاتر بود

- با حضور در تئاتر، درس‌هایش دچار نزول شد

- ادامه زندگی در تهران ریسک بزرگ او بود

- لیسانس طراحی صنعتی دارد

- حضور درخشان در نمایش جاودانه «هملت»

- سال هفتاد و چهار ازدواج کرد

- هفده سال بطور حرفه‌ای تئاتر بازی کرد

- بیشترین همکاری با مرحوم حسن حامد

- کم حرف

- در چهارده سالگی با برنامه «رنگین کمان» که در مشهد تولید میشد اما پخش سراسری داشت، جلوی دوربین رفت

- علاقمند به شنیدن خاطرات دیگران

- خوش بین

- او هم از اعضای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بوده است

- با «پرواز 57» در سال 72 شناخته شد

- با «ساعت خوش» محبوب شد

- تهیه کنندگان ساعت خوش وقتی توانایی‌اش را در مدیریت بر عوامل دیدند، به او توصیه کردند که کارگردان شود

- مسایل حاشیه‌ای باعث شد او هم مثل اغلب بازیگران ساعت خوش، چند سال ممنوع‌التصویر شود

- بد خط

- از مدرک تحصیلی‌اش هیچ استفاده‌ای نکرد

- علاقمند به دنیای کودکان

- «سیب خنده» اولین مجموعه‌ای که آن را کارگردانی کرد

- «مجید دلبندم» به کارگردانی او مورد توجه قرار گرفت

- با نوشتن قصه «زیر آسمان شهر» پیشنهاد کارگردانی این مجموعه را به مهران غفوریان داد

- خالق شخصیت معروف خشایار مستوفی و نویسنده سری اول زیر آسمان شهر

- حاضر نشد در زیر آسمان شهر بازی کند

- اختلاف شدید با مهران غفوریان و جدایی از زیر آسمان شهر در سری دوم این مجموعه
 
- ده سال پیش حمید لولایی را با استعدادترین بازیگر طنز تلویزیون ایران معرفی کرد

-موفقیت در کارگردانی مجموعه (قطار ابدی)

- بازی ضعیف در فیلم ضعیف «کلید ازدواج»

- آغاز حضور در سینما با فیلمی فوق‌العاده بد

- در یک سکانس از فیلم «سیندرلا» بازی کرد

- علاقه شخصی به مجید صالحی، یوسف تیموری و علی صادقی

- اصلا حسود نیست

- مجسمه سازی، نقاشی و خطاطی سرگرمی‌های او هستند

- در عکاسی صاحب ذوق و سلیقه است

- بارها تصمیم گرفته از فعالیت‌های هنری فاصله بگیرد اما موفق نشده است

- قسمت عمده‌ای از دستمزدش برای نگارش زیر آسمان شهر را دزدان موتورسوار ربودند

- به همین دلیل در سریال‌هایش سکانس‌های مربوط به کیف قاپی را به تصویر می‌کشد

- منوچهر نوذری را به عنوان بازیگر جذب سریال کوچه اقاقیا کرد

- بروز مشکلات مالی باعث شد نتواند به خواسته‌هایش در کوچه اقاقیا برسد

- عکس‌های سیاه و سفید را بسیار دوست دارد

- در چند قسمت کوچه اقاقیا، وظیفه کارگردانی را به مجید صالحی واگذار کرد

- ادعا می‌کند برای ساخت کوچه اقاقیا هیچ دستمزدی نگرفته است

- روحیه‌اش بعد از کوچه اقاقیا به شدت پایین آمد

- در کوچه اقاقیا برای اولین بار خواننده شدن را تجربه کرد

- بارها پیشنهاد تولید آلبوم موسیقی را رد کرده است

- با کارگردانی «خانه به دوش» در ماه رمضان سال 83، تحسین همگان را برانگیخت

- کاشف مریم امیرجلالی، خشایار راد، علی صادقی، آناهیتا همتی و... در عرصه طنز

- اولین نقش اصلی در سینما با فیلم «هوو»

- هوو به لطف بازی او پرفروش شد

- دومین همکاری با علیرضا داودنژاد در «تیغ‌زن»

- سریال «متهم گریخت» در ماه رمضان سال 84 نسبت به «خانه دوش» برای او عقبگرد بود

- بعد از مشکلات کوچه اقاقیا، ترجیح می‌دهد فقط با مهام و محمدی به عنوان تهیه کننده همکاری کند

- برنده جایزه بهترین کارگردانی مجموعه طنز از جشن دنیای تصویر برای ساخت متهم گریخت

- اتومبیل ندارد و ترجیح می‌دهد پیاده‌روی کند

-محدودیت در تلویزیون رو دوست دارد چون معتقد است که باعث خلاقیت می‌شود

- بعد از ساعت خوش هرگز با مهران مدیری همکاری نکرده است

- خودش می‌گوید: «نوع طنز من و مدیری متفاوت است. دوبار قرار شد همکاری کنیم اما من سر پروژه‌های دیگری بودم»

- روحیه‌اش با کارهای جدی سازگار نیست

- به گفته خودش تلویزیون را به سینما ترجیح می‌دهد

- فقط به خاطر احترام به مخاطب حاضر شد در متهم گریخت نقش کوتاهی بازی کند

- علاقمند به بازی پرستویی و شکیبایی و رضا کیانیان

- اهل سفر خارجی نیست

- فیلمبردای فیلم تیغ زن در شمال طولانی شد اما هیچ اعتراضی نکرد

- از میان بازیگران زن سینمای ایران، گوهر خیراندیش را فوق‌العاده قبول دارد

- در حالی که فقط شش قسمت از فیلمنامه ترش و شیرین نوشته شده بود، فیلمبرداری را شروع کرد

- حمید لولایی اولین بازیگری بود که از سوی او برای بازی انتخاب شد

- نقش مجید را برای علی صادقی کنار گذاشته بود اما وقتی او نیامد، مجید صالحی را انتخاب کرد

- از میان نویسنده‌ها با محمدرضا ‌آرین رفاقت صمیمی دارد

- از هر فرصتی برای رفتن به مشهد و پابوس امام رضا استفاده می‌کند

- در فیلم سینمایی کلاهی برای باران بازی کرد تا در یک سال سه فعالیت سینمایی انجام داده باشد

- تماشای مردم در خیابان‌ها را به دیدن تلویزیون ترجیح می‌دهد

- با ساخت سری دوم مجموعه‌های موفق همیشه مخالف است

- اعتراف می‌کند که به تقابل قشر مرفه و مستضعف در کارهایش علاقمند است

+ نوشته شده توسط Moty در جمعه چهارم اردیبهشت 1388 و ساعت 17:20 |
با سلام به همه از این که دیر آپ میکنم ببخشید به بهانه ۱۸ فروردین تولد  چهره بزرگ تلویزیونی مهران مدیری  این مصاحبه رو بخونید تا ببینید چهره دیگری از مرد دو هزار چهره

بخوانید . . .

 از فعالیت‌های غیر سینمایی تا علایق زیست شناسانه و فلسفی و موسیقی و روحیات شخصی و آرزوها و  تنهایی‌ها و حتی پیشنهاد بازی در فیلمی از مسعود کیمیایی و بازیگران و فیلم‌هایی که دوست دارد یا ندارد... این مطلب مفصلی است درباره موفق‌ترین چهره تلویزیونی چند دهه اخیر که خواندن‌اش برای علاقه‌مندان بی‌شمار این هنرمند توصیه می‌شود!



شکست برای مهران مدیری وجود ندارد. مدیری این جمله را چند سال پیش در پاسخ به سوال خبرنگاری که نظرش را درباره شکست پرسیده بود، گفته بود و حتی این بیت سعدی را نیز درادامه افزوده بود : به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل / که گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم

مردی که سرخوشی را جلف می داند

آقای مدیری توی یک جمع می توانید جوک تعریف کنید ؟


شوخی میکنید ؟ جوک تعریف کنم ؟! محال است بتوانم چنین کاری انجام دهم. اصلا تا دوره نوجوانی فکر میکردم ٬ شاد بودن ٬ آواز خواندن و هر کاری که آدم را سرخوش نشان دهد ٬ کاری است به شدت جلف . به نظرم هیچ چیز بهتر از متانت نبود.

این نظرتان تغییر کرده ؟


هنوز تغییر اساسی نکرده است . فقط شکلش عوض شده . حالا به نظرم شادی ٬ جلف بودن و سبک بودن نیست و آدم متین الزاما آدمی نیست که نگوید و نخندد! به این نتیجه رسیده ام که شادی اساسا یک چیز درونی است و میتوان متین بود و در عین حال از درون شاد بود و احساس خوشبختی کرد.

مدیری از نگاهی دیگر


وقتی این روزها مرددوهزار چهره را مشاهده می کنید ومهران مدیری جدی وتلخ را درنقش خودش ببینید حتما این جملات مهران مدیری را که درادامه می آید را قبول می کنید :من اصلا آدم اجتماعی نیستم . به شدت درونگرام و به شدت از جمع ٬ شلوغی و شادی گریزانم. نگاه اغلب مردم به من این طور است که آدم بسیار شاد و شنگول و بذله گو و حاضر جوابی هستم ٬ ولی اصلا این طور نیست . تنهایی را بیشتر دوست دارم و اصلا طاقت هیاهو و شلوغی را ندارم

متولد سرآسیاب


مهران مدیری در میدان بروجردی . سر آسیاب دولاب متولد شده است .او از دوران کودکی آن چیزهایی که در ذهنش به صورت یک لکه مانده، یک خانه دو طبقه کوچولو و معمولی است . آنها درطبقه پایین زندگی میکردند و طبقه بالا میهمانخانه بود . مهمترین وسیله در آن اتاق ٬ یک پیانو بود ٬ تعداد زیادی صفحه کلاسیک و مقدار زیادی هم کتاب. خوب وجود یک پیانو در آن محله بسیار عجیب بود و اتفاقا صدای همسایه ها در آمده بود که این چه سر و صدایی است که صبح تا شب از خانه شما بیرون می آید. مخصوصا اینکه برادرش که صاحب پیانو بود همیشه یا شوپن میزد یا باخ و یا راخمانینف . برای همین مهران مدیری هم وقتی توی کوچه با بچه ها تیله بازی و لاستیک بازی میکرد مثل بقیه بود اما وقتی به میهمانخانه میامد و وارد دنیای دوست داشتنی خودش می شد ٬واحساس تنهایی میکرد ٬ چون هیچکدام از آن دوست ها آن چیزها را نمی فهمیدند .

فلسفه هگل


. کودکی مدیری اصلا شبیه بچه های دیگر نبود . دوستان زیادی نداشت و احساس تنهایی میکرد .دوست داشت توی آن اتاق نشسته و کتاب ها را ورق بزند ٬ اسم هایشان را حفظ کرده و عکس هایشان را نگاه کند . یک روز یکی از دوستان برادر ش به شوخی از او می پرسد آیا این کتاب را خوانده ای ٬ این اسمش چیست ؟ مدیری بلافاصله می گوید : فلسفه هگل .او تعجب می کند که مهران چطور اسم جنین کتابی را توانسته است ادا کند . مدیری درادامه به او می گوید این که چیزی نیست ٬ تازه من میدانم که چه چیزی توی آن نوشته شده وشروع می کند به صورت طوطی وار چیزهایی که در ذهنش ماند بود را برایش تعریف کردن .


خواب سالوادوردالی


برادر مهران مدیری رشته اش زیست شناسی بود و همین باعث شد که او به زیست شناسی هم علاقمند شود و کتاب های زیادی در این زمینه بخواند. بخصوص در زمینه زندگی حیوانات و کتاب های داروین و...این علاقه هنوز هم در زندگی اش مانده و یکی از بهترین ساعات زندگی او ساعت هایی است که فیلم های مستند حیوانات را می بیند!البته شیطنتهای مهران مدیری پایانی نداشت .او پنهان از برادرش میرفت سر کتاب هایش ٬ چندتایی کتاب داشت از سالوادور دالی که او آنها را خیلی دوست داشت و شب خوابشان را میدید.

بیهوده ترین وپوچ ترین


در ریاضیات همیشه خنگ بود . مدیری هنوز که هنوز است علت ریاضیات در جهان را نمیداند .یعنی بنظرش بیهوده ترین و پوچ ترین درس است و هیچ وقت نمره ای بالاتر از 2 در این درس نگرفت ! در درسهایی هم که به ریاضی مربوط است مثل جبر ، فیزیک و غیره ، هیچ وقت موفق نبود .مدیری از ریاضی متنفربود . به عقیده او فقط در حد جمع و تفریق مفید فایده است. بیشتر از جمع و تفریق ، نه اینکه به درد نمیخورد ، استاد! آن را درک نمیکند .

علاقه به نوری


مدیری در سالهای اخیر در عرصه موسیقی فعالیت قابل توجهی داشته است او چند سال پیش که کاستی را بیرون داده بود بدلیل علاقه ای که به صدای محمد نوری داشت آن را به نوری تقدیم کرده بود .البته او به استاد شجریان هم علاقه بسیاری دارد وزمانی گفته بود :حاضر است به خاطر شجریان خودکشی کند!
مدیری تحصیلات آکادمیک درموسیقی نداشته، سلفژ را به صورت علمی نخوانده ، اما به واسطه برادر پیانیستش میداند چایکوفسکی در شنبه سال فلان از کنسرواتور که بیرون آمد کجا رفت و به مادام فون مک چی گفت و باعث خلق چه اثری شد. همیشه موسیقی کلاسیک در خانه آنها شنیده میشدبه همین خاطر شاید تاریخ موسیقی کلاسیک را به خوبی بداند. شروع هر اثری را که برایش بگذارند می داند مال کیست ، چه سالی است ، چه سبک و چه دورانی است و تحلیلش چیست

جدی‌تر از طنز


کسی که برخی اورا سلطان کمدی درتلویزیون می نامند از همان ابتدا به کار جدی بیشتر از طنز علاقه داشت ولی به گفته خودش اصلا اتفاقی وارد کار طنز شد. طی یک اتفاق علی عمرانی پیشنهاد همکاری را در نوروز 72 به او می دهد و اینطوری کار طنز شروع می شود او با داریوش کاردان و مرحوم خسروی ارتباط داشت و قرار بود با یک مجموعه طنز برای شروع سال 72 همکاری کند. از آنجا قضیهء طنزپردازی او شروع شد. قبل از آن هم دوتا کار تئاتر داشت که طنز بود. یکی از آنها پانسیون بود که در تالار مولوی سال 66 اجرا شد.
مدیری تقریبا در 18 ،19 نمایش حضور داشت که به غیر از یکی که به عنوان آهنگساز در آن بود ، در بقیه نمایشها بازیگر بود. مثل سیمرغ و هملت با دکتر صادقی، کیسه بوکس کار علی مؤذنی و ... .
بعد چند کار تلویزیونی انجام می دهد ، یکی با ثریا قاسمی و چند کار مذهبی با مجتبی یاسینی، قبل تر از آن هم در رادیو کار میکرد.

صورت تلخ


حتما به تو گفته اند که صورت تلخی داری؟



مهران مدیری: بله، خیلیها از این هم فراتر میروند و میگویند آدم غمگینی هستی. خیلی وقتها درست است. در طول روز غمگینیم به شادیهایم میچربد. زود هم خودش را نشان میدهد. به قول یکی از دوستان غم اگر به جاهای ناجور نکشه، چیز خیلی بدی نیست. میتواند منشا خلاقیت هم باشد. ظاهرا در شرق برای غم اصالت بیشتری نسبت به شادی قائلند.


سالهای ممنوع الکاری


مدیری در دورانی ساعت خوش را ساخت که جای این نوع کار بسیار خالی بود. شاید یک بخش از موفقیت آن به خلاقیت فردی و همکاری خوب گروهی برمیگشت.اما بخش دیگر موفقیت آن به خاطر خلا این نوع کارها و این شکل از شادی در آن دوران بود. بعد مساله ساعت خوش آنقدر درشت شد که خیلی از مسائل جامعه را مثل آموزش وپرورش و جوانها را تحت تاثیر قرار داد. شنیده می شد آموزش و پرورش رسما از صدا و سیما شکایت کرد، چون آن سال افت تحصیلی وحشتناکی بروز کرد و آنها علتش را ساعت خوش میدانستند. حتما همهء بچه ها سر کلاس از برنامه دیشب حرف میزدند. به جایی رسید که عکس مدیری و یارانش پشت تی شرت و آدامس چاپ شد. تلویزیون وقتی این وضعیت را دید ترجیح داد اول جلوی برنامه را بگیرد. چرا که میزان عواقب آن راحدس نمیزد. در آن دوران تا چند ماه روزی نبود که نشریات زرد به آدمهای گروه ساعت خوش به سخیف ترین شکل ممکن نپردازند. بعد هم تصمیم گرفته شد ساعت خوشیها هیچ کاری نکنند و این تصمیم به درازا کشید. در آن زمان به مدیران شبکه گفتند این آدمها دیده نشوند تا خود ما اعلام کنیم کی وقتش است. تا اینکه از اواخر 76 مدیری کاری را با محمد صالح علاء شروع می کند که تازه گفتند فقط میتواند بسازد و نه بازیگری.. تا 6 ماه گذشت و به برنامهء 77 رسید


فلانی در فیلم کیمیایی نباشد


. بعد از ساعت خوش و بعد از کنار رفتن از تلویزیون چندین کار خوب سینمایی به مدیری پیشنهاد می شود. قرار بود ضیافت را مدیری بازی کند تا پای کلید زدن هم رفتند.روز آغاز آمدند و گفتند فلانی نباشد. سر فیلم سلطان هم عین همین اتفاق افتاد. خیلی کارهای خوب سینمایی و تاتر را در آن سه سال و نیم از دست می دهد و این برایش ضربهء بزرگی بود.


۷۷


مهران مدیری در دوران بیکاری بیشتر به طراحی نوع کار فکر میکرد تا کار به شکل آیتم نباشد. در واقع در دوران بیکاری به طراحی و فرم جدید یک برنامه طنز فکر میکرد که این اتفاق در 77 افتاد. البته پس از سه ماه اول پخش، یعنی دقیقا از شهریور سال 77 کار اصلا عوض شد. در 77 مدیری سعی کرد فاصله را با بیننده کم کرده و حتی از روبرو با او صحبت کند این بزرگترین ویژگی آن برنامه بود.در آن زمان به مدیری می گفتند ما میدانیم شما برشت و فاصله گذاری و... میشناسید. اما مدیری معتقد است نمیتوان به برشت چسباند. او فکر می کرد بهتر است بیننده هر آنچه را روبرو و پشت صحنه اتفاق میفتد ببیند.



اتفاق خودش می افتد


مدیری همیشه دنبال آدم هایی میگرددکه میخواهد، کاری هم نداردکه بازیگرند یا نه؟ مهم این است که خودشان را جلوی دوربین بیاورند. این تاکید همیشگی او به بازیگرانش بوده است .بازیگرانی که با خیلی از آنها هم به صورت اتفاقی آشنا شده است.



مردم درگیری را دوست دارند


مردم گفت و گوها و درگیریهای زن و شوهرها را خیلی دوست دارند.این رامدیری زمانی درباره موفقیت برنامه ای مثل 77 گفته بود چون هر کس خودش راجای آن کاراکترها میگذارد و همذات پنداری میکند.به قول سروش صحت هیچ کس باور نمیکرد که برنامه 77 همین جوری 10 ماه روی آنتن برود، برنامه 77
برنامه جالبی در نوع خود بود گروه این مجموعه شب وقتی خداحافظی میکردندبرای فردا صبح، هیچ چیز وجود نداشت. نه قصه، نه طرح؛ نه متن. بااین حال77 درزمان خود پر بیننده ترین برنامه تاریخ تلویزیون شناخته شد البته استاد مدیری الان دیگر آن نوع طنز را دوست ندارد.




ببخشید شما؟


ببخشید شما از برنامه های بعدی مدیری بود این برنامه نیز برنامه جالبی بود که به مسئله مشاغل می پرداخت.البته مدیری برخورد صریحی بابرخی آدمها دراین برنامه داشت مثلا آدمی که از شغلش دو میلیون در می آورد. وقتی میگفت من آب باریکه دارم مدیری باصراحت به او میگفت که او دروغ میگویدوالبته گویا به طرف برنمیخورد.ببخشید شما به گفته خودمدیری به دلیل همین برخورد واقعی و صمیمی قضیه برایشان دوست داشتنی شده بود.مدیری دراین سالها همیشه اعتقاد داشته که معمولا کسی که حقیقت را میگویدخوشبخت میشود. این رک گوییها باعث شیرینی شد که در بطنش خیلی تلخ بود

چرا مدیری همیشه خودش بازی می کند؟ 


اما واقعا چرا؟دو دلیل داشت که باعث شد این وضعیت ادامه داشته باشد و شدیدتر شود. یکی اعتقاد خود مدیران شبکه ها بود وهست. مدیری بارها می خواهد بازی نکرده و فقط کارگردانی کندولی به شدت مخالفت شد.به نظر مدیران شبکه ها بازی مهران مدیری برای مردم مهم است . دلیل دیگرش این است که نویسنده ها این کار را نمیکنند. بارها مدیرانی از نویسندگانش خواسته بنویسید فلانی رفته مسافرت. در برنامه نود شب آنقدر التماس کرد که چندبار این کار را کردند. اما نویسنده ها هم میگفتند نمیشود، چی بنویسیم !

خود محوری کسب وکار من است


در زندگی آدم خود محوری هستی یا نه ؟!


مدیری: بله ، ولی سعی میکنم منعطف باشم. تصمیمی که میگیرم معمولا درست است ، مگر اینکه قانع شوم که اشتباه کرده ام . این را البته خیلی نمیشود به برنامه سازی ربط داد . دلیل خودمحوری من در زندگی ، خود محوریم در برنامه نیست . چرا که اصلا خود محوری نیست و ما گروهی کار میکنیم

تنهایی شخصی


مدیری زمانی دریک مصاحبه ای یکی از دلایل گرفتن برنامه هایش را ٬ تنهایی و خود محوری خوددانسته بود! او گفته بود :من تفکرات خودم را میسازم . منظورم محتوای برنامه نیست . ساختار برنامه و جنس بازی خودم . خیلی وقت ها ٬ در طول تاریخ آدم هایی که تنهایی شخصی شان بیشتر است ٬ توانسته اند آثار اجتماعی بهتری خلق کننداز او پرسیده بودند این موضوع (خودمحوری )شما را به عنوان یک آدم خودستا یا خودشیفته به دیگران معرفی نمی کند؟مدیری در جواب گفته بود :نه٬ چون به شدت همراه با فروتنی و خواستن نظر دیگران است. من نظرم را خیلی محترمانه میگویم و دیگران به دو دلیل آن را قبول می کنند . یا اینکه درست می گویم و یا اینکه می خواهند دل من را نشکنند. من در کار مشورت می کنم اما به قول اطرافیانم تهش کار خودم را می کنم . شاید اسم این کار خودشیفتگی نباشد ٬ اما من دوست دارم تصمیم نهایی را خودم بگیرم.

دردسر والدین


مدیری پس از این همه کار طنزدر مجموعه جدی دردسر والدین بازی می کند او این کاررا به خاطر علاقه اش به کار جدی انجام می دهد . او از مسئولیت خسته شده بود. دوست داشت در یک کار جدی بازیگر باشد که بعد از انجام کار به او بگویند خداحافظ . در حالیکه اشتباه میکرد .چون سنگینی این مجموعه به قدری بود که مثلا خودش 2 تا کار بسازد .

آرامش با رانندگی با سرعت زیاد


اما چه چیزهایی مدیری را عصبانی می کند خودش زمانی به این سوال اینجوری جواب داده بود :دو مقوله است که من را خیلی عصبانی میکند و در واقع به سرحد جنون میرساند ، یکی آدمهایی که به کاری که به آنها مربوط نیست دخالت کنند و خارج از حیطه خودشان قدم بگذارند ، هرکسی آن کاری را که « باید » انجام ندهد و « نباید » انجام بدهد . به تعبیر برنارد شاو ، 80% آدمها ، انرژیشان صرف کارهایی میشود که به آنها مربوط نیست. دومین مقوله خیلی شخصی است ، اینکه من راجع به یک مساله جدی و مهم که ناراحتم کرده حرف بزنم و بعد ببینم که طرفم باور نکرده و لبخند بزند ، یعنی پوزخند بزند . این میتواند من را بکشد . دیوانه میشوم . موقعیت را ترک میکنم . عکس العمل بدی نشان نمیدهم . آن محیط را ترک میکنم . سوار ماشین میشوم و رانندگی میکنم . رانندگی با سرعت زیاد در اتوبانهای تهران آرامم میکند

کتابخوار


طی سالهایی مدیری به قول خودش به شدت کتاب میخورده است ! بیشتر از همه نمایشنامه و رمان میخوانده . نویسندگان محبوبش مارکز ، تولستوی و تورگنیف بودند . به شعر هم علاقه خیلی زیادی دارد . شاعر اولش لورکا است، بعد شاملوست ، بعد مارگوت بیکل ، بعد حافظ ... در موسیقی هم کنسرتهای ابوای ویوالدی مدیری را به حالت جنون ، به حالت پوچی میرساند .خیلی از آثار باخ هم روی او چنین تاثیری دارند . چیزی که بیشتر غمگینش میکند شعر است .اما سلیقه سینمایی مهران مدیری چگونه است ؟او زمانی دراین زمینه مثال جالبی زده بود البته نه به خاطر شکل ایده آل سینما، بلکه بعنوان سینمایی که او دوست داشت . مثال او کارهای هال اشبی در اروپابود یا فیلمهایی مثل کراسینگار یا در ایران فیلم هامون .علاقهء شخصی مدیری ، سینمایی است که به روابط انسانی میپردازد، به طراحی آدمها، به عشق، به احترام و به خیلی چیزهای دیگر میپردازد.



بوگارت را دوست ندارم


چه بازیگرانی را دوست داری ؟


مدیری: نمیشود بین دنیرو و دوپاردیو یکی را انتخاب کرد . بازیگران مورد علاقه ام یک لیست بیست نفرهء درجه یک را شامل میشود .



5 تا از این بیست تا را بگو .


مدیری: رابرت دنیرو ، ژرار دوپاردیو ، آنتونی کوئین ، مریل استریپ ... کلارک گیبل را دوست ندارم ، همفری بوگارت را دوست ندارم ...

فیلمهایی که دوست داری کدامها هستند ؟


« هملت » کوزینتسف را چهل دفعه دیدم و ممکن است هشتاد دفعه دیگر هم ببینم . « باراباس » یکی از فیلمهای محبوب من است ، « پاپیون » ، « فیلم کوتاهی درباره عشق » و ... .


طنز مل بروکس


طنز صددرصد شخصی مدیری ، با کارهایی که تا بحال انجام داده است خیلی متفاوت است.این طنز شخصی مدیری اولا قصه هایش هیچ منطق و اصول خاصی نخواهد داشت. به گفته خود مدیری شاید بتوان کارهای مل بروکس را دراین زمینه مثال زد . حتما آن مدلی خواهد شد. یک جور طنز عجیب و غریب که بیشتر تماشاگر را حیرت زده میکند تا بخنداند و خیلی هم به اینکه این کار خواهد گرفت یا نه فکر نمی کند . کار شخصی یعنی همین که شخصا تصمیمی می گیرید ، آن را انجام می دهید و پای همه چیزش هم می ایستید.


مهران مدیری فمینیست


مهران مدیری همیشه درسالهای اخیر خودرا یک کار گردان مدافع زنان تصور کرده است .او همیشه سعی كرده به رغم آنچه در سریال و كارهای طنز ما دیده می شود، حضور خانم ها و عملكردشان و همچنین نوع شخصیت پردازی شان متفاوت باشد. معمولاً خانم ها در این نوع سرالچ ها یا در آشپزخانه دیده می شوند یا در حال بافتنی بافتن هستند. مدیری همیشه از این مورد پرهیز كرده . یعنی اگر مثلا شخصیتهای زن مجموعه هایش در خانه نشسته باشند كتاب می خوانند. شیشه پاك نمی کنند میوه می خورد ند و لی میوه نمی شستند . مدیری همیشه مدعی بوده که اتفاقاً در كارهای ما شخصیت های مثبت همیشه خانم ها بوده اند و آقایان در قطب منفی قرار داشته اند.

آنها نابغه نیستند!


علی رغم این كه مردم فكر می كنند مدیری ودارودسته اش خیلی نابغه هستند، اما 80 درصد ماجراهایی كه می بینند، اتفاقی به ذهن او ویارانش می رسد. مدیری دراین باره می گوید :این اتفاقات با یك كلمه و یا دیدن یك چیز شروع می شود و بعد طراحی آن را انجام می شود . در پاورچین اسم شخصیت اصلی مجموعه فرهاد بود و یك روز می خواستم برای كار به اداره ای بروم و گفتم من فرهاد فلانی هستم. هنوز فامیلی نداشتم. نشستیم و درباره فامیلی ام فكر كردیم. من همین جوری به ذهنم رسید و گفتم برره، چون دیدم خود كلمه بامزه است و بی ربط. آن صحنه را با اسم فرهاد برره گرفتیم و تمام شد. بعد از 10 قسمت به این نتیجه رسیدیم كه این شخصیت ها باید از جایی آمده باشند. پیمان قاسم خانی و محسن چگینی گفتند خب از برره. چون نام خانوادگی شان برره است. بعد این سؤال پیش آمد كه برره كجاست؟ گفتیم به اسمش می آید كه روستا باشد. چه جور روستایی؟ روستایی بی هویت بی جا و مكان كه شاید خیلی آدم دارد و یكی شان كه مهندس شان باشد، فرهاد است.
اگر بیننده احساس كند كه طبیعت زندگی خودش را نمی بیند، دافعه پیدا می كند. مدیری همیشه به این موضوع اعتقادداشته.اتفاقی كه در مورد تله تئاترهایمان هم افتاده است به نظر او به همین خاطر است .او می گفت : دلیلش هم به خاطر نوع دكور، نوع لباس و نوع بازی بازیگران است كه نمی دانم چرا دوست دارند خارجی بازی كنند. چه جوری می شود خارجی بازی كرد و خارجی حرف زد و در عین حال ایرانی بود؟ برای همین است كه تله تئاتر مخاطب ندارد. در حالی كه سوژه ها به شدت جذاب است. هرچه كه از طبیعت زندگی دور باشد، بیننده را جذب نمی كند. بیننده نباید حس كند كه چیزی برایش ساخته شده است

سیستم مدیری


این روزها در سریال مرد دوهزار چهره ،مسعود شصتچی در نقش مهران مدیری با استانیسلاوسكی شوخی های جالبی کرده است .جالب است بدانید مدیری زمانی در گفت وگویی به قول خودش حرف بزرگی زده بود .او گفته بود :ما دو سبك بازی در دنیا داریم. یكی سبك استانیسلاوسكی است و دیگری فاصله گذاری برشتی. در مورد اول بازی باید دیده شود و در مورد دوم باید گفته شود كه من مهران هستم كه هملت را بازی می كنم. اما یك چیز دیگری هست میان این دو تا كه شاید سیستم مدیری باشد. خیلی حرف گنده ای زدم نه! به انتخاب برمی گردد. ما اصلاً چرا انتخاب بازیگر داریم؟ چرا براندو برای پدرخوانده انتخاب می شود و اسكوتنفسكی برای هملت؟ این به خاطر شباهت آن آدم ها به این شخصیت هاست. اسكوتنفسكی می تواند پدرخوانده بازی كند ولی هرگز نمی تواند مثل براندو باشد. براندو هم نمی تواند هملت باشد. اصلاً خصوصیات شخصیتی براندو هیچ ربطی به هملت ندارد. براندو در آمریكا متولد شده و مسائل و مشكلات و ضعف ها و فسادهای شخصیتی خودش را داشته است. یك جورهایی خودش در هالیوود، زندگی شخصی اش و... پدرخوانده بوده است. اسكوتنفسكی هم در زندگی خودش در روسیه، هملت به حساب می آمده است.

شکستن استانداردهای تلویزیون


بازیگر وکار گردان مجموعه مرد دوهزار چهره از معدودهنرمندان بوده که به قول خودش یكسری استانداردهای موجود در تلویزیون را شكسته است . مثلا اگر اتفاقی در صحنه بیفتد كات می دهند و دوباره می گیرند. اما مدیری و یارانش این كار را نكردند. آنها این کارراز زمان مجموعه ساعت خوش آغاز کردندمدیری از همن ابتدا به یک نکته فوق العاده جالب اعتقادداشته وآن این بوده که هر چیزی كه جدی تر است و مورد شوخی قرار گیرد، جذاب تر می شود. به خصوص در مورد خبر كه اشاره كردید. به همین خاطر درهمان برنامه ساعت خوش با برنامه های جدی چون مسابقه هفته (بااجرای مرحوم نوذری)ُتقویم تاریخ واخبار سراسری شوخی می کرده است .ازنظر مدیری مثلاً اگر آدمی در حال سوت زدن است و به هوا نگاه می كند، ناگهان داخل جویی بیفتد، كمتر خنده دار است به نسبت آدمی كه خیلی حرف های قلمبه سلمبه می زند و مدرك پرفسور را هم دارد و در حین صحبت در مورد موضوعی بسیار جدی، داخل جویی می افتد، هر چه جدی تر، خنده دارتر. شوخی با اخبار چون موضوعی بسیار جدی و بدون شوخی است، بسیار مورد توجه قرار گرفت. هنر هفتم و مسابقه هفته هم همین طور بود.

چهار از بیست


از بیست به خودم چهار می‌دهم.مدیری این جمله را هنگامی گفته بود که به او گفته بودند تو که بازیگر کارهای قطب‌الدین صادقی در تئاتر بوده‌ای، به این برنامه هایی که خودت می سازی به خودِ هنرمندت چند می‌دهی؟و مدیری به خود چهار ازبیست داده بود و گفته بود : چیزهایی که در ذهن دارم تا آنها را که روزی بسازم خیلی متفاوتند . منتها مدام از من این طور کار خواسته‌اند. دیگر افتاده‌ام در این ورطه. هر بار که خواسته‌ام وقفه‌ای بیاندازم نشده،

غریزه مدیری


مدیری هر وقت با نویسندگان برنامه هایش صحبت می کند همیشه این را به آنها گفته است به طور غریزی می فهمد که فلان متن می گیرد یا نه و این برنامه یا قسمت از قسمت های خوب است یا نه. و واقعا همه می گویند که هر بارمهران مدیری چنین چیزی گفته .مدیری معتقد است این واقعا غریزی است .

کارهای هر شبی


تلویزیون ایران درسالهای اخیر توجه بسیاری به مجموعه هایی داشته که هرشب پخش می شود این مجموعه ها گاه طنز بوده اند وگاه جدی .مهران مدیری موفق ترین آدم درزمینه برنامه های هرشبی بوده است .او درباره راز موفقیتهای کار هرشب زمانی گفته بود :کار هر شب بازیگر خودش را می خواهد .یعنی بهترین بازیگران ایران را هم در کار هر شب دور هم جمع کنید ، مطمئن نباشید که کار بیننده داشته باشد. کار هر شب خصوصیات خودش را دارد . یک سری بچه های با استعداد و پر انرژی و شیطان! می خواهد که بداهه گو باشند . اعتماد به کارگردان داشته باشند .انعطاف داشته باشندوآدم های اهل شوخی باشند .فکر می کنم گروهی که ما الان داریم در حدخودشان شناخته شده اند . مدیری بازتابهای کارهایی که هرشب کرده است دراین سالها از کوچه و خیابان،روابط عمومی سازمان، از بچه های گروه،از فامیل هایشان و از اصطلاحاتی که بین مردم رایج می شود متوجه شده است .

گریه کردن از خنده


درسالهای اخیر برخی از هنرمندان سینما وتلویزیون به این متهم شده اندکه به هر قیمتی می خواهند مردم رابخندانند .مدیری یکی از این متهمان بوده ولی او در مصاحبه ای دراین باره گفته است :ما در طول این سال ها نشان داده ایم به هر قیمتی نمی خواهیم مردم را بخندانیم. کارهای ما این را می گویند . سعی کردیم فکر در باشد و کمدی لودگی نباشد. فکر می کنم این طور بوده . در کمدی خیلی کار ها می شود کرد که بیننده از خنده گریه اش بگیرد .

بحث مهم سطح سلیقه


آیا می توان گفت که سطح سلیقه مردم پایین آمده .یک بحثی هست سر بحث سلیقه ی مردم که بالاو پایین می شود.کار گردان مرد دوهزار چهره همیشه جواب جالبی برای این سوال داشته : سطح سلیقه ی خیلی بالا پایین نمی شود.مردم ما به نظرم با هوش اند و شکل ایرانی کمدی در کشور ما شکل خاصی است که یک سری حدود را برایش باید رعایت کرد، خصوصا اینکه از تلویزیون پخش می شود. مردم از خیلی وقت پیش عادت کرده اند که آسان نخندند و این کار ما را مشکل تر کرده . الان دیگر کسی نمی تواند بسازد و برود ، مردم یقه اش را می گیرند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Moty در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388 و ساعت 7:59 |
سلام به همه وبلاگیا و دوستای عزیز خوبین ؟

بله حتما خوبید امیدوارم سال 88 سال خوبی واستون باشه و شزوع خوبی هم داشته باشه

ببینید روابط فامیلی در بین ستاره های هالیوود چطوره ؟؟؟!!!!!!!!!!!!!


مدونا و برادر کوچکش تقریبا چشم دیدن همدیگه رو ندارن.برادر مدونا یه کتاب هم درباره خواهرش نوشته

هالک هوگان،بچه هاش ازش شکایت کردن و ادعا کردن که اون با مادرشون رابطه ی بدی داره




جولیا رابرتز و برادرش بخاطر اختلاف نظر در مورد دوست دختر برادرش سالها با هم حرف نمیزدن و درست بخاطر زایمان جولیا با هم آشتی کردن



اپرا وینفری بعد از اینکه برادرش کتابی برعلیه اش نوشت باهاش قطع رابطه کرد


چارلیز ترون بخاطر مادرش که قاتل پدرش هم هست با همه ی فامیل قطع رابطه کرده



بریتنی اسپیرز و مادرش بخاطر مساله حضانت بچه ها باهم اختلاف شدید دارن


حالا نظر بدین روابطشون حسنه است یا ......؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 

+ نوشته شده توسط Moty در شنبه هشتم فروردین 1388 و ساعت 6:50 |
سلام به همه جاتون خالی رفته بودم تایلند خیلی کشور زیباییه واقعا روحیه ام عوض شد این دلیل نبود این چند وقتم بود
 
نوشتن آخرین گزارش سال حال و هوای دیگری دارد. به سالی که گذشت می نگرم و سالی که پیش روست. سی تا نما تا عشق سال 87 را در حالی به پایان می برد که بجز روزهای تعطیل رسمی و چند روزی که دچار مشکلاتی شدم، در همه روزها با شما بود. در این اولین نوروزی که با شما هستم تا به الان نزدیک به چندین و چند خبر و محتوا بر روی وبلاگ منتشر شده است که حداقل یک پنجم آن از مطالب اختصاصی خودمان بوده است. حاصل کار قطعا آن چیزی نیست که هدف ما از ابتدای کار بوده است اما شما نیز اذعان خواهید داشت که انتشار روزانه مطالب آنهم وقتی که هیچ درآمدی از این کار نداری چقدر میتواند طاقت فرسا باشد و انجام اینها جز با کمک دوستان امکان پذیر نبوده است.

سعی کرده ام که  با خبرهای روزانه سینما با شما همراه باشم، حتی یک هفته هم نداشتیم که بخش اکران ما از فیلمهای روی پرده سینمای ایران و جهان جا بماند و در کنار همه اینها نقدها، مقالات و گفتگوهایی منتشر کردم تا بهتر بتوانم رویدادهای سینمایی را پوشش دهم. در سالی که گذشت تصمیم این بود که اطلاعات سینمایی رد و بدل بشه اما همانطور که گفتم این همه آن چیزی نیست که به دنبال آن بودم. ضعفهای زیادی در خود احساس میکنم که سعی دارم در سال جدید آنها را رفع کنم.

لازم می دانم از تمامی شما عزیزانی که ما را همواره از نظرات خوب و سازنده تان بی نصیب نگذاشته اید سپاسگزاری کنم. من سال 88 را سال فوق العاده ای میبینم و مطمئنم که روزهای خیلی خوبی با همت همه دوستان به انتظار نشسته است. امید که چنین باشد. امیدوارم شما نیز سالی توام با موفقیت پیش رو داشته باشید.

فکر کنم بهترین عیدی ای که می توانست در آستانه سال 88 به همه علاقمندان سینما داده شود خبر بازگشت گلشیفته فراهانی به ایران است. اجازه دهید حرفی را صادقانه به شما بگویم: از اینکه توانستم بدون وابستگی به جایی، نظرات خودم را پیرامون ماجراهای مختلف از گلشیفته گرفته تا مسائل دیگر با استقلال کامل مطرح کنم، احساس خیلی خوبی دارم بهر هر حال هر چه باشد در داخل ایران فعالیت میکنیم و ملاحظات و خطوطی هستند که ناخودآگاه ما را احاطه کرده است حالا اگر با صراحت لهجه ام و یا تیکه انداختن با عث دلخوری کسی شده ام امیدوارم مرا ببخشد.  ولی با توجه به مرحله جدیدی که سی تا نما تا عشق در ماههای آتی کم کم به آن وارد خواهد شد دیگر سخت است که بتوانم صراحت قلم خود را به شکل فعلی حفظ کنم. 


خوب برگردیم سر مهمترین خبر که بازگشت گلشیفته است. اول اینکه باید منتظر بود و دید آیا واقعا گلی به ایران برمی گردد یا خیر! دوم اینکه حتی اگز برگردد باید ببینیم کارش به کجا خواهد کشید و آیا می تواند بدون هیچ مزاحمتی در سینمای ایران نقش آفرینی کند؟ و سوم اینکه آیا دوباره ممنوع الخروج می شود؟ اگر پاسخ همه این سوالها به نفع گلشیفته باشد، آنوقت می توان گفت که بازگشت او پرفایده است و اگر تضمینی به اینها نیست بهتر است برنگردد! همین جا لازم است پیشاپیش از انتخابات ریاست جمهوری دهم تشکر کنم که باعث شد دولت ظاهرا تا به الان کاملا منعطف عمل کند!

هنوز صحبت درباره سفر اسکاری ها به ایران ادامه دارد. نه به آن خطابه های آتشین روزنامه ها و برنامه های پرحرارت صدا و سیما که کم مانده بود اعضای هیئت اسکاری یکراست به اوین سفر کنند و نه به الان که کم کم دارد صداها بلند می شود که ای آقا حالا چند نفری آمده اند و رفته اند. اتفاقی نیافتاده است. نه خانی آمده است و نه خانی رفته است. انگار که آقایان توقع داشتند با حضور چند تن از اعضای اکادمی اسکار در ایران ناگهان فرهنگ کشور دیگرگون و خلاصه اتفاق خاصی بیفتد. ای کاش در این مملکت کمی سیاستها منسجم بود و یا حداقل اینقدر ظاهر و باطن با هم فرق نداشت. تکلیف افراد مشخص بود و این همه اسیر شعار نبودیم. ممکن است بعضیها این را نشانه اختلاف عقاید و آزادی بیان و این جور حرفها بدانند اما آیا واقعا باید سر هر مسئله کوچک و بزرگی این همه تفاوت آرا داشته باشیم؟
 
سال نو همه مبارک
+ نوشته شده توسط Moty در شنبه یکم فروردین 1388 و ساعت 12:26 |

بیوگرافی مصطفی زمانی:

http://www.iranalive.org/

 

نام : مصطفی
نام خانوادگی : زمانی
اصلیت : شمالی
تابعیت : ایران
اولین نقش : حضرت یوسف
تحصیلات : کارشناس مدیریت صنعتی
محل زندگی : تهران
پیش از این از رویارویی با خبر نگاران احساس خوبی نداشته از عنوان کردن حرفهای تکراری بیزار است اعتماد به نفس زیادی دارد میدانست نقش حضرت یوسف سرو صدای زیادی میکند آدم محتاطی است 99 درصد از آشنایان او را نسبت به مطبوعات دچار دلهره کرده اند از بچگی عاشق بازیگری بوده وقتی وارد دانشگاه شد به بازیگری در تاتر پرداخت معتقد است فضای رشد پیشرفت برای جوانان و نوجوانان علاقه مند در شهرستانها کم و محدود است میان بازیگران مرد محمدرضا فروتن را خیلی دوست دارد به نظر او هدیه تهرانی هنرپیشه تاثیرگذاری است بازی فروتن و تهرانی را در قرمز خیلی دوست دارد  از طریق دوستش متوجه شد برای سریال یوسف دنبال بازیگر هستند ابتدا هیچ شانی برای خود قائل نبوده روز اول تست هول شده و دیالوگهایش را فراموش کرده  پیش از تست دوم کتاب یوسف در آینه تاریخ را خواند بعد از تست دوم قراردادی 6 ماهه امضا کرد . برای ایفای بهتر نقش به کلاسهای بازیگری سوارکاری و بدنسازی رفت به خاطر فشارهای حاکم بر فضای کار 2 بار انصراف داده .معتقد است سلحشور پای او ایستاد .خود را مدیون صداقت و اعتماد سلحشور میداند .اولین پلان را 8 بهمن 1383 بازی کرد .بازیگر نقش نوجوانی یوسف پسرعمه زمانی است .کتایون ریاحی را بهترین انتخاب برای نقش زلیخا میداند .هیچکس بدون گریم او را نمیشناسد .در باشگاه بدنسازی با محمدرضا فروتن آشنا شد .آرزوی بازی با مرحوم خسرو شکیبایی را داشت .بسیار احساساتی است . بازیگری را دوست دارد .امیدوار است بازی در نقش یوسف ویترین خوبی برای او باشد اجازه بازی در کلاه پهلوی را نداشت .هنوز ازدواج نکرده و مجرد است .طبق قرارداد تا پایان سریال حق بازی در هیچ فیلمی را ندارد معتقد است محمدرضا گلزار حقش بوده که دارای چنین جایگاهی در سینما شده . پارسا پیروزفر را هنرپیشه ای باسواد میداند . از نظر او حامد بهداد دوست داشتنی و عجیب است . علی دایی را سمبل اراده میداند .

40 نکته در مورد مصطفی زمانی
۱.نام مصطفی را مادرش برایش انتخاب کرده است.
۲.از اسم فامیلش که " زمانی " است بسیار راضی است.
۳.او ۲۶ سال سن دارد و دقیقا روز سی ام خرداد ۱۳۶۱ به دنیا آمده است.
۴.زاده شهر برنج و دریا است یعنی فریدون کنار.
۵.از همان بدو کودکی چشم هایش زبانزد افراد فامیل شد.
۶.به رفیق بازی چندان اهمیتی نمی دهد و در طول ۲۶ سال سن تنها ۲ دوست دائمی برای خود نگه داشته است.
۷.خیلی از افرادی که او را می شناسند ٬ می گویند او خودش را می گیرد!!؟؟
۸.مثل بسیاری از جوانها پس از مدتی از فریدون کنار سر از تهران درآورد.
۹.یکی از منتقدان نام او را آقای شانس گذاشته چرا که او از بین ۳۰۰۰ نفر برای نقش یوسف انتخاب شده است.
۱۰.کاندیداهای نقش یوسف حتی از بین خارجی ها هم بوند و او توانست آنها را هم عقب بزند.
۱۱.قرارداد مصطفی زمانی عجیب ترین قرارداد در تلوزیون برای ساخت یک سریال بود چرا که در یکی از ماده های این قرارداد ثبت شد هر وقت چهره بهتری از زمانی پیدا شد او کنار برود.
۱۲.لباس پوشیدن او مثل بسیاری از جوان هاست خوش پوش و خوش تیپ.
۱۳.خانواده او هم اکنون در شهرستان ساکن هستند و مصطفی ناراحتی شدیدی از لحاظ دوری با آنها دارد.
۱۴.منتقدان بسیاری از بازی او خرده گرفتند و او را نابازیگر شهرستانی خواندند اما او می گوید:من همه حضورم را مدیون خدا هستم و بس!
۱۵.گریم روی صورت مصطفی در مورد نقش یوسف روزانه بیش از ۳ ساعت به طول می انجامید.
۱۶.مصطفی زمانی یکی از معدود بازیگرانی است که در کوچه و خیابان هیچ کس او را نمی شناسد و باورش نمی شود او همان یوسف سریال تلویزیونی است.
۱۷.آرزوی مصطفی حضور در سینما است اما نه هر کاری! هر چند اخیرا عواملی او را در مورد چند قرارداد سینمایی سرکار گذاشته اند.
۱۸.او آنقدر به محمد رضا فروتن اعتقاد دارد که می گوید:یکی از قوت قلب هایم جهت حضور در این سریال یوسف پیامبر ٬ او بود.
۱۹.آرزوی پرپر شده مصطفی این بود که او دوست داشت برای یکبار هم که شده مقابل مرحوم خسرو شکیبایی ایفای نقش کند.
۲۰.او در مورد محمد رضا گلزار می گوید:حقش بوده که به اینجا رسیده است!
۲۱.مصطفی زمانی از طرفداران علی دایی است و می گوید:او اسوه ی اراده است.
۲۲.هنوز در جایی اعلام نکرده که طرفدار آبی است یا طرفدار قرمز است؟!
۲۳.از طرفداران صدای محمد اصفهانی است و می گوید دوست دارد به کنسرتش برود و صدایی کم نظیر دارد.
۲۴.همیشه برای تیم ملی دعا می کند و می گوید امیدوارم به جام جهانی برویم.
۲۵.در مجالس اگر بگوید او بازیگر نقش یوسف است کسی حرفش را باور نمی کند چون چهره گریم شده اش با گریم نشده اش زمین تا آسمان فرق دارد.
۲۶.او اسب سوار و شمشیرباز خوبی است چرا که برای اجرای بسیاری از صحنه های سریال می بایست اسب سواری و شمشیر بازی کند و این دو حرفه را در مدت کوتاهی فرا گرفت.
۲۷.او به خاطر ایفای نقش یوسف دشمنان بسیاری را در این صنف که به نوعی رقبای او محسوب می شوند پیدا نموده است.
۲۸.به گفته برخی ها مصطفی زمانی در این سریال به توعی پارتی بازی کرده است و پسر عمه خود را که می گویند یکی از بازیگران نوجوان استان مازندران است را به کارگردان معرفی نمود تا پسر عمه مصطفی نقش نوجوانی یوسف را بازی کند.
۲۹.تحصیلات خود را در رشته مدیریت صنعتی گذرانده است.
۳۰.جهت تامین امرار معاش حسابدار یک شرکت خصوصی است.
۳۱.بیش از سینما رفتن به تلوزیون علاقه دارد.خودش می گوید:در مدت زمان عمرش ۴ بار بیشتر به سینما نرفته است.
۳۲.از بین بازیگران مرد سینما هنرمند محبوبش محمد رضا فروتن است و می گوید او الگوی خوبی برای هنر سینما و من است و همین طور از هدیه تهرانی به عنوان بهترین بازیگر زن نام می برد.
۳۳.حقوق او از ابتدا تا پایان سریال از قرار ماهی ۵۰۰ هزار تومان تعیین شد.
۳۴.اوایل سریال او آنقدر در فشارهای روحی قرار گرفت که ۲ بار استعفا داد.
۳۵.اولین بار که مصطفی جلوی دوربین رفته است ۸ بهمن ۱۳۸۳ ساعت ۱۱ صبح بوده است آن هم بازی در نقش یوسف در سکانسی که از تلوزیون هم پخش شد:سکانس شکنجه کردن یوسف به دستور بانو زلیخا که به قول خودش سخت ترین سکانس کارش در یوسف پیامبر بوده است.
۳۶.یکی از مشتریان پر و پا قرص سریال یوسف پیامبر است و بیشتر دوست دارد این سریال را تنها مشاهده کند.
۳۷.تنها در دو مجله با ژست و فیگور واقعی خودش عکس گرفته است و آنقدر از مطبوعات می ترسد که نکند حرفش را وارونه جلوه دهند.او با مجله رویش و مجله سینمای امروز حضوری مصاحبه کرده است و با مجله خانواده سبز تلفنی مصاحبه کرده است.بسیاری از مجلات عکس و مصاحبه های تکراری او را چاپ کردند زیرا او کم حرف است و از مطبوعات بیم دارد.
۳۸.او در مورد پوریا پورسرخ و شهرت یکباره اش اظهار نظری نکرده است.
۳۹.می گویند مجرد است و قصد ازدواج ندارد.
۴۰.ارادت خاصی به حضرت علی علیه السلام دارد و با استفاده از همین علاقه فرج الله سلحشور ٬ کارگردان این کار ٬ یکی از سکانس هایی که مصطفی نمی توانست آن را خوب بازی کند ٬ به بهترین نحو گرفت.برای سکانسی که یوسف به ماورا می رود و فرشتگان دور او می چرخند ٬ آقای سلحشور به مصطفی که نمی توانست این صحنه را خوب بازی کند ٬ گفت:گمان کن گناه زیاد کرده ای و حضرت علی حالا برای شفاعت تو آمده است ٬ چه می کنی؟مصطفی می گوید:با این جمله به هم ریختم و آن سکانس را خوب بازی کردم.

http://www.iranalive.org/

http://www.iranalive.org/

http://www.iranalive.org/

http://www.iranalive.org/

 

http://www.iranalive.org/

http://www.iranalive.org/

http://www.iranalive.org/

http://www.iranalive.org/

http://www.iranalive.org/

http://www.iranalive..org/

انصافا خوشکله .........

درضمن خودش میگه فکر میکردم واسه چشمهای رنگیم انتخابم کردن ولی تو فیلم لنز گذاشته این هم موضوع جالبیه ..... !!!!!!!!!!!

+ نوشته شده توسط Moty در چهارشنبه هفتم اسفند 1387 و ساعت 8:32 |
/html> با تشكر از بازديد شما سروران گرامي